مرتضى مطهري
266
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ديگرى ذوق طبيعى و سومى ذوق رياضى و چهارمى ذوق فلسفى و پنجمى ذوق تاريخى و همينطور . . . اين اختلافات نيز طبيعى است و شايد به ساختمان عصبى اشخاص مربوط باشد . نوعى ديگر ذوق و سليقه است كه اجتماعى و مصنوعى است ، يعنى عوامل تربيتى و اجتماعى موجب ذوق و سليقه و پسند خاصى مىشود . اين البته در كارها و فعاليتهاى اجتماعى و طرز اداره زندگى شخصى و خانوادگى و عمومى است . ذوق اجتماعى عبارت است از طرز تشخيص وقضاوت شخص در مسائل اجتماعى . در اجتماع آنچه مهم است اين است كه ذوق و سليقه واحدى در اجتماع بوده باشد و آن ذوق واحد صحيح باشد ، يعنى ذوق جامعه هدف واحد صحيحى را انتخاب كرده باشد و راه رسيدن به آن هدف واحد را نيز يك جور تشخيص دهد و آن طرز هم صحيح باشد . پس جامعه بايد از لحاظ هدف داراى تشخيص واحد باشد و آن تشخيص ، صحيح و در جهت رشد و سعادت و كمال جامعه باشد و متناسب با مرحله اجتماعى آن جامعه باشد و هم از لحاظ راه رسيدن به آن هدف داراى تشخيص واحد باشد و تشخيصش صحيح باشد ، يعنى واقعاً راهى كه مىرود او را به آن مقصد برساند نه اينكه آن را دور كند و به جاى آنكه او را به كعبه برساند به تركستان ببرد . جامعه دينى فعلى ما از لحاظ هدف مىتوان گفت تشخيص واحدى دارد و آن تشخيص صحيح است ، اما از لحاظ راه رسيدن به هدف تشخيص واحدى ندارد و هزاران نوع ذوق و سليقه وجود دارد . به هر حال تنها هدف واحد داشتن ، جامعه را در مسير واحد به حركت در نمىآورد ( همانطورى كه اينجانب در مقدمه اساسنامه شوراى روحانيت تهران گفتهام ) بلكه لازم است راه رسيدن به هدف را نيز يك جور تشخيص دهد تا در مسير واحد حركت كند . جامعه ما از اين جهت به مصيبت سختى گرفتار است . در حوادث مهم ، رهبران دينى با تفاوت بعدالمشرقين قضاوت مىكنند : يكى تشخيص سكوت مىدهد و يكى تشخيص اقدام و قيام ، يكى معتقد است به تندروى و